صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

157

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

در جاى ديگرى از تفسير الميزان ، علّامه طباطبايى يادآور مىشود كه تقوا به يكى از امور سه‌گانه ؛ يعنى ترس ، اميد و عشق حاصل مىشود . طبيعت انسانها نيز در گزينش هريك از اين امور و يا روشهاى سه‌گانه متفاوت است . بر نفس بسيارى از مردم ترس غالب است ؛ و هرگاه در تهديد خداوند به ستمكاران و گناهكاران و انواع عذابى كه براى آنها فراهم ساخته است مىانديشد ، ترس او زياد مىگردد ؛ و از ترس عذابش به عبادت او مىپردازند . برخى هم بر نفسشان اميد غالب است و هرچند در وعده‌هايى كه خداوند به مؤمنان صالح از نعمت ، كرامت و حسن عاقبت داده است مىانديشد اميدش افزون مىگردد و در تقوا و پايبندى كارهاى شايسته به اميد طمع آمرزش و بهشت ، جدى مىشود . طبقهء سوم كه همان عالمان الهىاند ، خداوند را به خاطر ترس از عذاب و يا طمع در پاداش نمىپرستند ، بلكه او را به خاطر آن كه شايستهء عبادت است ، عبادت مىكنند . چون آنها اسماء الحسنى و صفات علياى او را آن‌گونه كه شايستهء اوست ، مىشناسند و مىدانند پروردگارشان كه مالك آنها ، اراده و رضاى آنها و همه‌چيز غير از آنهاست ؛ و تنها به تدبير امور مىپردازد و آنها تنها بندگان اويند ؛ وظيفه‌اى جز پرستش او را ندارند و رضايت و ارادهء او را بر رضايت و ارادهء خود مقدّم مىدارند . آنها به پرستش خداوند مىپردازند و در انجام يا ترك عملى جز ذات او چيزى نمىخواهند و به عذاب و پاداش توجّه ندارند - هرچند كه از عذاب او بيمناكند و به رحمت او اميدوار . على ( ع ) با اشاره به اين مطلب فرموده است : « من تو را از ترس جهنم و طمع بهشت نپرستيدم ، بلكه ترا شايستهء عبادت يافتم و پرستيدم . » آنان كه انگيزه‌هاى مختلف خود را به جلب رضايت خداوند اختصاص داده‌اند و اعمالشان را در طلب هدفى كه همان پروردگارشان مىباشد ، خالص نمودند ، در قلبشان محبّت الهى ظاهر مىگردد و خداوند را آن‌گونه مىشناسند كه او خود را به آنان شناسانده است ؛ و خويشتن را به بهترين اسمها ناميده و ذاتش را به هر صفت زيبايى توصيف كرده است ؛ خاصيّت نفس بشرى آن است كه به زيبايى گرايش دارد ، پس چگونه با زيباى مطلق كه الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ « 1 » گرايشى نداشته باشد ؟ پس اشياء از حيث انواع آفرينش و

--> ( 1 ) - سجده ( 32 ) آيهء 7 : همان كسى كه هر چيزى را كه آفريده است ، نيكو آفريد .